حسين (ع) فرق مي كند

اصلاً حسين جنس غمش فرق می کند
اين راه عشق پيچ و خمش فرق می کند

اينجا گدا هميشه طلبکار می شود
اينجا که آمدی کرمش فرق می کند

شاعر شدم براي سرودن برايشان
اين خانواده،محتشمش فرق می کند

"صد مرده زنده می شود از ذکر يا حسين"
عيسای خانواده دمش فرق می کند

از نوع ويژگی دعا زير قبه اش
معلوم می شود حرمش فرق می کند

تنها نه اينکه جنس غمش،جنس ماتمش
حتی سياهی علمش فرق می کند

با پای نيزه روی زمين راه ميرود
خورشيد کاروان قدمش فرق می کند

من از "حسينُ منّی" پيغمبر خدا
فهميده ام حسين همه اش فرق می کند


علی زمانیان

انار

مادرم آرام با انار و سیب وارد اتاقم شد
کنارم نشست
شروع به بریدن انار کرد
تعجب کردم
چون همیشه برای من می آورد
و سابقه نداشت خودش بخورد
کمی حرف زد و رفت
حواسم موقع کلامش به رایانه ام بود
حالا رفت
انار قاچ زده روبروی من است...

 

5/9/1394

سیب

شعر زیبای  سیب (حمید مصدق خرداد۱۳۴۳)
توبه من خنديدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پی من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
وتو رفتی و هنوز،
سال ها هست كه در گوش من آرام،آرام
خش خش گام تو تكراركنان
می دهد آزارم
و من انديشه كنان
غرق دراين پندارم
كه چرا،باغچه ی كوچك ما سيب نداشت !!

جواب بسیار زیبای فروغ فرخ زاد:
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه ی همسایه،
پدر پیر من است
من به تو خندیدم،
تاکه با خنده تو پاسخ عشق تورا خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک،
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد
گریه تلخ تورا
ومن رفتم و هنوز
سالهاست که در ذهن من ،
آرام آرام حیرت بغض تو،
تکرار کنان میدهم آزارم
و من اندیشه کنان در این پندارم
که چه میشد اگر
باغچه ی خانه ما سیب نداشت..

دفتر انشا

باز شد درب کلاس و همچو رخش ..
قامت استاد زد بر دیده نقش ..
گفت بر پا مبصر و ، کلِّ کلاس ..
پر شد از یک ترس و یک بیم و هراس ..
درب را مبصر پس از یک لحظه بست ..
دست بالا برد و در جایش نشست ..
دیده گانی خشک و سرد و سخت گیر ..
بود در سیمای این استاد پیر ..
دیده چرخاند و نگاهی بر همه ..
کرد چون عباس اندر علقمه ..
با تحکّم گفت برجا ای کلاس ..
یک صدا گفتند آنها هم سپاس ..
بعد از آن استاد با لبهای ریز ..
گفت دفترهای انشا روی میز ..
یک به یک سر زد به کل میزها ..
باز گشت از پشت رخت آویزها ..
سر زد و دید و سر جایش نشست ..
چانه را انداخت در چنگال دست ..
گفت جمعا از شماها راضی ام ..
راضی از تدریسهای ماضی ام ..
درس انشای شماها خوب بود ..
هم مرتب بود و هم مرغوب بود ..
گر چه این یک درصد از بین صد است ..
این وسط اما یکی خیلی بد است ..
آخرین بار تو باشد یاسمن ..
مادرت فردا بیاید پیش من ..
دفترت کلا سیاه است و کثیف ..
با چه رویی می گذاری توی کیف ؟..
گر چه انشای تو زیبا بود و بیست ..
نمره ات اما به جز یک صفر نیست ..
زودتر بیرون برو از این کلاس ..
تا نبینم صورتت را ناسپاس ..
یاسمن اما فقط لبخند زد ..
بغض را با خنده اش پیوند زد ..
شرمگین بود و نگاهش غصه دار ..
پشت لبخندش نگاهی بی قرار ..
گفت بابایم پریشب گفته است ..
دفتری در آرزویم خفته است ..
آرزو دارد که مال من شود ..
دفتر انشای سال من شود ..
گر که قسمت بود و او کاری گرفت ..
دستهایش را به دیواری گرفت ..
چون حقوقش را بدادند و نخورد ..
مثل آن قبلی که یکجا خورد و برد ..
پول صاحب خانه را باید دهیم ..
بعد از آن هم نانوا آقا رحیم ..
مانده ی بقالمان حاجی حبیب ..
ذیحسابی های این مرد نجیب ..
بعد از اینها هم که مادر ناخوش است ..
کوره ی آجر پزی پشتش شکست ..
بس که آجر برده در سرما و سوز ..
شب نشد بی ناله هایش وصل روز ..
کاش دارویی به مادر می رسید ..
درد جانکاهش به آخر می رسید ..
بعد از آن دیگر منم با دفترم ..
مطمئنا دفترم را می خرم ..
چون خریدم می نویسم توی آن ..
تانباشد از سیاهی ها نشان ..
نیست لازم تا کنم من بعد از این ..
پاک مشق قبلی ام را نازنین ..
بعد از آن بر دفتر و بر یاسمن ..
آفرین میگویی ای استاد من ..
با جازه میروم پیش مدیر ..
رو سیاهم من ، ببخش استاد پیر
اشک در چشم معلم حلقه بست ..
نرم نرمک بغض قلبش را شکست ..
روی خود را برگرفت از بچه ها ..
شانه می لرزید و بغضش بی صدا ..
با همان چشمان بغض آلود گفت ..
وای از شهری که وجدانش بخفت ..
یاسمن بانو نمی خواهد نرو ..
جای خود بنشین ودیگر پا نشو ..
عینکم را شست اشک پاک تو ..
سوختم از سینه ی صد چاک تو ..
دفترت خوب و قشنگ است و تمیز ..
حیف باشد مانده باشد روی میز ..
مثل قران می گذارم بر سرم ..
دفترت را می فروشی دخترم ؟

گریبان عدم

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانش مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

افشین یداللهی

ویژه کشاورزی

 بدین وسیله به اطلاع اساتید، دانشجویان ، کارشناسان و دست اندرکاران گرانقدر صنعت طیور می رساند کتاب مروری بر توسعه صنعت طیور از انتشارات فائو هم اکنون با ترجمه دکتر سعید سیفی و دکتر علی گیلانی در دانشگاه تخصصی فناوری های نوین آمل به چاپ رسید. این کتاب شامل مباحث مختلف حوزه طیور با رویکرد کشورهای در حال توسعه است که متناسب با شرایط کشور عزیزمان می باشد و امید است مورد توجه علاقه مندان قرار گیرد. ...
اگر به دنبال یک محصول مخمری خوب برای گله گاو شیری خود هستید، تفاوت­هایی بین فرآورده­ های مختلف وجود دارند که لازم است بدانید. فرآورده ­های مخمری به عنوان یک محرک یا تنظیم کننده شکمبه به گاو شیری خورانده می­شوند اما همه آنها مشابه هم نیستند. در حالی که چند صد گونه مخمر در سراسر جهان وجود دارند، گونه ساکارومایسس سرویسیه که اغلب به عنوان مخمر نانوایی از آن یاد می­شود، گونه مورد استفاده در فرآورده­ ...
پرورش گوسفند (اصول و روش هاي مدرن در توليد). 1392. مهندس مرتضي مرادي ديوكلايي. مركز انتشارات توسعه علوم. ساري
    فروش جوجه غاز در  استان مازندران آقای مهندس آذرکیش 09199622100 iran.fadeer@gmail.com    
   تولید ایرانی با استانداردهای جهانی    
آزمايشگاه پرتو آزمون جوانه خراسان:- آزمايشگاه همكار اداره استاندارد و تحقيقات صنعتي- دارای 4 آزمایشگاه تخصصی: فیزیکوشیمیایی، میکروبی، آنالیز دستگاهی، تحقیق و توسعه- داراي موافقت اوليه آزمايشگاه همكار از اداره نظارت بر غذا و دارو- عضو انجمن آزمایشگاه های همکار- آزمایشگاه تخصصی میکروبیولوژی با توانایی اندازه گیری آفلاتوکسین با دستگاه الایزا ریدر- داراي گواهينامه استاندارد ايزو 17025- تنها آزمايشگاه ...

ویژه گردشگری

آمار